أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

242

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نه روز از ذو الحجّه پس هر كه درين ماهها حجّ فريضه كند يعنى بدانكه درين ماهها در حجّ شروع كند از احرام گرفتن و لبّيك زدن به هيچ گونه روا نبود وى را جماع كردن و گفته‌اند : روا نبود نيز ذكر آن كردن و سخن فحش گفتن و نه دروغ گفتن و نه « لا و اللّه » و « بلى و اللّه » گفتن براست يا بدروغ در ايّام حجّ . عبد الله عباس گفت : [ رَفَثَ ] جماع بود . عطا گفت : وعدهء مرد است زنان را به جماع بعد الاحلال من الاحرام . ابن عباس و طاوس و قتاده و ربيع گفتند : [ فُسُوقَ ] جملهء معاصى باشد . ابن زيد گفت : [ فُسُوقَ ] ذبح كردن است از بهر اصنام و اين عادت بود در جاهليّت چون پيغمبر آمد آن ممنوع گشت بدين آيت كه : « وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ » مجاهد گفت : دشنام دادن است لقوله صلى اللّه عليه و آله : سباب المسلم فسوق و قتاله كفر ، و بنزديك اهل البيت كذب است . [ جدال ] بنزديك ابن زيد آنست كه مردم هر يكى بموقفى مىاستادند و با يكديگر خصومت ميكردند اين ميگفت : موقف ابراهيم اين است كه ما استاده‌ايم ، ديگرى ميگفت كه اين است كه ما استاده‌ايم . وهيب بن الورد گفت كه : با سفيان ثورى طواف ميكردم در شب ، سفيان برفت در حجر شدم و نماز ميكردم سر بر سجده نهادم آوازى شنيدم كه از ميان استار كعبه بدر مىآمد كه : يا جبرئيل أشكوا الى اللّه ثمّ اليك ممّا يفعل الطائفون حولى ، اى جبرئيل شكايت ميكنم با خداى پس با تو از آنچه اين طواف‌كنندگان ميكنند از مزاح و گفتاگوى ، وهيب گفت : تأويل بر آن كردم كه خانه با جبرئيل شكايت ميكرد . [ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبابِ ] آيت وارد است مورد ترغيب ، ميگويد كه : هر چه شما كنيد از نيكوئى خداى آن را داند يعنى او عالم الذّات است عالم بود بجملهء معلومات شما ايمن باشيد كه هر خير كه شما كنيد از علم او ساقط نگردد جزاى آن چنان كه سزد از كرم او بدهد . آنگه گفت : [ وَ تَزَوَّدُوا ] زاد و توشه برگيريد كه بهترين زاد و نافع‌ترين توشه تقوى و پرهيزگارى